تبلیغات
سایت تفریحی گیزمیز - اتاق اعترافات

سایت تفریحی گیزمیز

اینجا هر چی که دلت میخواد، پیدا میشه !!! (ترول، جک، لطیفه، خنده بازار ... )







سلام دوستای گیزمیزی

اینجا اتاق اعترافاته

اینجا باید اتفاقایی که تا حالا اعتراف نکردی رو بگی

برای کامنت گذاشتن، پایین کلیک کنی

کــــــامنت


----------------------------------------------------------------------------------------------



نادیا :

منم از پشت همین تریبون میخوام اعتراف کنم:
.
.
.
.
.
.
.

فک کردم دیدم برم پاسگاه اعتراف کنم خیلی بهتره تا اینکه داداشم فردا روزی بیاد اینو بخونه بزنه داغونم کنه!!!!!
والاع بوخودا !!!

94/1/17
---------------------------------------     
دخی گل گلی :

اعتراف میکنم کلاس اول بودیم بهمون کارت همیار پلیس داده بودن منم ذوق زده بودم .

 یه روز رفتیم بیرون پلیس اومد تا کارت مارتهای بابام رو چک کنه من به پلیسه گفتم سلام آقا پلیسه منم همیار شما هستم و از این حرفا . 

پلیسه هم گفت سلام همیار چه خوب من همیار دارم و از این حرفا

منم گفتم که آقا این بابای من همش تو ماشین چیزی میخوره پلیسه گفت خوب جریمش کن ! گفتم جریمش میکنم ، ولی پولشو نمیده !

خلاصه پولیسه عین رب گوجه سرخ شد انقدر خندید بابا مامانمم دوبرابرش

94/1/12
-----------------------------
دخی گل گلی :

سلام دوستان عزیز این اعتراف من :

اعتراف می کنم بچه که بودم فکر میکردم بوق ماشین ها تموم میشه برا همین مردم که زیاد بوق میزدم با خودم می گفتم اینا چقدر اسراف میکنن

94/1/12
-------------------------------
مهسا :

اعتراف میکنم وقتی کوچیک بودم همیشه فکر میکردم هر چی بیشتر بخونم مغزم بیشتر پر میشه اخرشم میترکه

واس همین زیاد درس نمیخوندم میترسیدم مغزم اذییت شه


94/1/2
-------------------------------

حامد :

سلام
.
.
.
.
من اعتراف میکنم که دیشب مسواک نزدم و خوابیدم
.
.
.
.
خخخخ


93/12/29
------------------------------

mojtaba :

من اعتراف می کنم بیشتر از پنج ساله

به کسی دروغ نگفتم و هرکی هم فکر

می کنه بهش دروغ گفتم یا اذیتش کردم

کلا داره اشتباه می کنه

خواستم از این تریبون استفاده کنم

و به همه بگم من اینم و ناخالصی ندارم

...

نویسنده : مجتبی اشاره

93/12/12
-------------------------------

محبوبهـــــ :

اعـتـراف میـکـنـم "

یـه روز 3 تـا سـگ دنبـالـم کـردهـ بـودنـد

بالاخـرهـ دیـر یـا زود بـهـم می رسیـدن

مـنـم پـپ کـردم مـن دنـبـالشـون

اونـا الــفــرار

حـتـمـا پیش خـودشـون میـگـفـتـن"

ایـن چـه خـرریـه

93/10/19
------------------------------------------------

ستــ****ــــایــش :

اعـتـراف میـکـنم"

بچـه کـه بـودم فـکـر میـکـردم هـوا یـه روز تمـوم میشه

بـاصـرفـه جـویـی نفـس میکشـدم

93/10/19
-----------------------------------------------
دایی جان :

ممنون که پیشنهاد بنده را پزیرفتید

بی شک حمل بر انعطاف پذیری و حسن اخلاق شماست

، دایی جان
___________

اعتراف میکنم خیلی ساده ام اونهم از نوع بی خطش!

بارها از یک لونه گزیده شده ام ولی هیچوقت عبرت نگرفته ام

که برمیگرده به همون موردی که عنوان نمودم!
(نکته)!

میگن:

پیش از اینکه عبرت دیگران شوید

از دیگران عبرت بگیرید
_______________
ایامتان بکام

شبهایتان سرشار از انوار الهی ، دایی جان

93/10/18
-------------------------------------------------------------------

تانسو :

اعتراف می کنم اگه قیافه ای ک از هرکدوم از بچه های گیزمیزی 

طبق اسمشون و پستاشون تو ذهنمه رو بگم دیگه تو گیزمیز رام نمیدن!!! 

93/10/17
--------------------------------------------------------------

لیلی :

عاغــــــــا من اعتراف میکن که در ظاهـــــر آدم خیلی شاد و شیطــــــونیم ولـــی...

از درون داغوووووووووووووونم داغووووووون....

عاغا میفهمی داغون یعنی چی؟؟؟

93/10/16
-------------------------------------------------------------
رزا : 

اعتراف می کنم پیش دبستانی که بودم شمردن بلد بودم الان رو نبینید که همه از یک سالگی بلدن من واسه خیلی وقت پیشم

داشتم می گفتم خانوممون که میخاست حضور غیاب کنه بچه ها رو میشمورد ببینه همه هستن یا نه 

بعد این طوری میشمرد دو چهار شش منم هردفعه بلند می شدم می گفتم خانوم بلد نیستین بشمارین؟

این طوری میشمارن یک دو سه چهار!!!

93/10/16
--------------------------------------------------------     

رزا :

اعتراف می کنم سر زنگ دینمون معلممون داشت می گفت که بعضیا میگن رقیه دختر امام حسین نیست 

منم پاشدم گفتم کاری نداره که خب برن DNAشو آزمایش کنن هیچی دیگه از اون به بعد من به دی ان ای معروف شدم...     

93/10/16
---------------------------------------------------

ᓅـاطــᓄــہ :

خیلی پیش بود خودمو به سرماخوردگی زدم

که مدرسه نرم,,,

اما من هنوز موندم

اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت :

مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت

تا خوب بشم ؟!

مدرکشو از کجا گرفته بود!?؟!

{ }    

93/10/15
 



به این سایت رأی بدهید
کد تغییر شکل موس وبلاگ

ᓄـــפــــωـــטּ


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :